تقسيمات کشوري
   شهرستان مشهد داراي 3 شهر است: مشهد، رضويه، ملک‌آباد
   1. بخش مرکزي شهرستان مشهد
   - دهستان تبادکان
   - دهستان طوس
   - دهستان کارده
   - دهستان ميان ولايت (مشهد)
   - دهستان کنويست
   - دهستان درزآب
   2. بخش احمدآباد
   - دهستان پيوه ژن
   - دهستان سرجام
   3. بخش رضويه
   - دهستان آبروان
   - دهستان پائين ولايت (مشهد)
   - دهستان ميامي (مشهد)
   - شهرستان طرقبه
   - طرقبه
   - شانديز
  
فصل اول: کليات
  
   1-1- مقدمه
   مشهد مقدس مزين به وجود مبارك حضرت امام رضا (ع) مهم ترين شهر مذهبي ايران است كه در تمام روزهاي سال پذيراي دوستداران اهل بيت(ع) است. وجود حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) در اين منطقه سبب توسعه و رونق اقتصادي اين شهرستان شده است. صنعت جهانگردي در مشهد از اهميت و اعتبار ويژه‌اي برخوردار است. اهميت ويژه شهر مشهد در درجه نخست به خاطر جايگاه زيارتي آن است. در مشهد توليدات هنري، نقش پر اهميتي در اقتصاد ناحيه داشته و شمار زيادي از مردم، در بخش صنايع دستي شاغل هستند. در سال 1385، اين شهرستان تعداد 2848637 نفر جمعيت داشته است.
  
   1-2- وجه تسميه و پيشينه تاريخي
   واژه مشهد به معني شهود، حضور و شهادتگاه است و به اين معاني به واژه «مشاهد» جمع بسته مي شود. واژگان «مشهد» و «مشاهد» در عرف و اصطلاح سده 3 ه.ق، بر گور اولياء ائمه(ع) و رجال اطلاق مي شده است، چنان كه در آن زمان، مشهد مرغاب در فارس، و مشهد ميهنه (آرامگاه ابوسعيد ابوالخير) و مشهد توس يا مشهد رضوي در خراسان، وجود داشته است. حضرت رضا(ع) پس از شهادت به دست مامون عباسي در سال 202 ه.ق، در آرامگاه هاروني سناباد به خاك سپرده شد. از آن پس « سناباد نوغان» به نام « مشهد» خوانده شد و به مرور زمان بر پهنه آن، به ويژه در زمان شاه تهماسب صفوي افزوده گشته و مردم توس به مشهد كوچ داده شدند.
   توس، عبارت بود از ناحيه شمالي خراسان، بر مسير بالاي كشف رود و سرشناس ترين شهرهاي آن، عبارت بودند از: نوغان، تابران و رادكان. نوغان تا اواخر سده 3 ه.ق، داراي اهميت و اعتبار بود. ويرانه هاي نوغان، در شمال باختري مشهد، نزديك روستاي حسين آباد و مهر آباد قرار داشت. پس از آن، شهر تابران اهميت و گسترش يافت و بعد ها به توس سرشناس شد. شهر مشهد، كه در آغاز، آرامگاهي در آبادي سناباد نوغان بود، اندك اندك گسترش يافت. نام نوغان از حدود سال 730 ه.ق، فراموش شد. شهر توس و در حقيقت تابران نيز در سال 791 ه.ق، ويران شد و مشهد جاي آن را گرفت؛ تا سرانجام در دوران صفوي، مركز ناحيه پيشين توس و تمامي خراسان گشت.
  
    1-3- مشخصات جغرافيايي
   شهرستان مشهد، با پهنه اي حدود 20 هزار كيلومتر مربع، در شمال خاوري استان خراسان قرار دارد. اين شهرستان ‌‌از ‌سوي ‌شمال به جمهوري تركمنستان، از شمال باختري به شهرستان درگز، از باختر به شهرستان هاي چناران و نيشابور، از خاور به شهرستان هاي سرخس و تربت جام و از جنوب به شهرستان هاي فريمان و تربت حيدريه محدود است. آب و هواي شهرستان مشهد معتدل و متمايل به سرد و خشك است. شهر مشهد در ناحيه بسيار حاصلخيز و زيبايي كه به دشت توس يا دشت مشهد سرشناس است قرار گرفته و رود كشف رود از 5 كيلومتري شمال اين شهر مي گذرد. مهم ترين راه هاي دسترسي به مشهد عبارت اند از:
   *مشهد - نيشابور- سمنان - تهران، به درازاي 894 كيلومتر
   *مشهد - بجنود - ساري - آمل - تهران، به درازاي 966 كيلومتر
   *مشهد - بيرجند - زاهدان - ايرانشهر- چاه بهار، به درازاي 1640 كيلومتر
   *مشهد- تربت حيدريه - گناباد - طبس - يزد، به درازاي 992 كيلومتر
   *مشهد - تربت حيدريه - گناباد - فردوس - كرمان، به درازاي 889 كيلومتر
  
   1-4- آب و هوا
   مشهد به دليل موقعيت جغرافيايي خاص كه درمنطقه مرزي بين شمال و جنوب خراسان قراردارد و همچنين تداخل جبهه هاي مختلف آب و هوايي، داراي آب و هوا و خصوصيات ويژه اقليمي است و قسمت اعظم دشت مشهد- نيشابور، جزء اقليم سرد و خشك و قسمتي از دشت مشهد - قوچان، نيم خشك و سرد و بخش كوچكي از بلندترين ارتفاعات رشته كوه هاي بينالود و هزار مسجد جزء اقليم مرطوب سرد مي‏باشد و در مجموع شهر مشهد داراي آب و هواي متغير، اما معتدل و متمايل به سرد و خشك است و از تابستانهاي گرم و خشك و زمستانهاي سرد و مرطوب برخوردار است. بيشترين درجه حرارت در تابستانها 35 درجه بالاي صفر و كمترين آن در زمستان 15 درجه زير صفر و ميزان بارندگي متغير و ميانگين بارندگي سالانه در مشهد حدود 253 ميليمتر مي‏باشد. رودخانه مهم آن كشف رود است كه از شاخه‏هاي مهم آن رادكان، طرقبه، جاغرق، دهبار، زشك، گلستان و دولت آباد است. منابع تأمين آب زيرزميني دشت مشهد شامل چشمه، قنات، چاه‏ عميق و نيمه عميق است.
-5- وضعيت اقتصادي
   مشهد به جهت دارا بودن دشت حاصلخيز و نيز از جهت دامپروري و صنعت از اهميت زيادي برخوردار است. در زمينه كشاورزي، دشت مشهد داراي اراضي مزروعي گسترده است و زراعت اصلي آنها گندم، جو، چغندر قند، پنبه، علوفه، جاليز صيفي جات، نخود آبي و ديم است و باغات ميوه نيز از وسعت قابل ملاحظه ‏اي برخوردار است و محصولات عمده مشهد سيب، گلابي، هلو، گوجه فرنگي، گيلاس، آلبالو و... است. مراتع مشهد اكثراً ييلاقي است و مستعد داشتن گونه‏ هاي علوفه‏اي، دارويي و صنعتي مي‏ باشد. مساحت مراتع شهرستان مشهد، حدود 531613 هكتار است و مراتع احيا و اصلاح شده به مساحت 5600 هكتار و مساحت جنگلها حدود 1099 هكتار است. درختان موجود در جنگلها، زبان گنجشك، اقاقيا، افرا، بيد، كاج، سرو خمره‏اي و سرو نقره‏اي‏ است. مشهد از نظر پرورش دام و طيور نيز اهميت دارد.
  
   1-6- وضعيت صنعتي
   مشهد به دليل وجود منابع معدني مختلف و تمركز مراكز توليدي و صنايع خوراكي، نساجي، برق، الكترونيك، شيميايي، دارويي، سلولزي و صنايع ديگر فلزي و غير فلزي، بويژه صنايع دستي داراي اهميت است و صنايع دستي مهم آن از جمله فرش بافي (قاليچه و گليم)، شعربافي، نمدمالي، پوستين دوزي، سنگ تراشي، قلمزني روي سنگ، سفالگري، سبد و حصيرباف، فرآورده‏هاي چوبي، فلزي و نقاشي روي چرم، مورد توجه زائران و مسافران است. در شهر مشهد به عنوان صنعتي‏ترين قسمت استان خراسان، بيشترين فعاليتهاي اقتصادي در بخش كشاورزي، صنايع غذايي، صنايع ساختماني، نساجي و پوشاك است. صنايع غذايي فعاليت اساسي را در بخش صنعت مشهد تشكيل مي‏دهد و مشهد در صنعت قند كشور مقام برجسته‏اي دارد و يكي از صادرات عمده مشهد به خارج از منطقه قند توليدي در اين شهر است.
   در بخش صنايع غذايي كه عمده فعاليتهاي صنعتي مشهد را تشكيل مي‏دهد، در بيش از پانصد واحد توليدي و كارخانه، انواع رشته‏هاي صنايع غذايي شامل قند، شير پاستوريزه و مواد لبني، آرد، كمپوت، نوشابه‏هاي غير الكلي، آبميوه و ديگر مواد غذايي فعال است. در بخش صنايع نساجي، ريسندگي، پشم بافي، نخ تابي، بافندگي و نساجي تريكو توليدات مختلف و متنوعي به بازار فروش عرضه مي‏شود و در بخش صنايع فلزي توليدات مختلف اعم از در و پنجره‏، كابل، سيمهاي برق، الكتروموتور و تراش فلزات انجام مي‏شود و مهمترين توليدات در بخش صنايع كاني غير فلزي، آجرماشيني، آجرفشاري، پانل و فرآورده هاي عايق سنگي مي باشد. در بخش صنايع دستي كه مهمترين كالاهاي مسافران و مورد نياز زائران مي‏باشد، توليدات مختلف در رشته‏ هاي دستباف، فيروزه، سنگ و محصولات توليدي كارگاههاي پوستين دوزي، قلمكاري، قلابدوزي و قالي‏بافي براي فروش به بازارهاي مشهد عرضه مي‏شود.
  
    1-7- وضعيت تجاري
   شهر مشهد از گذشته به عنوان يك شهر زيارتي و سياحتي مطرح بوده و در حال حاضر علاوه بر اهميت زيارتي و سياحتي از جهت فرهنگي، علمي و سياسي و اقتصادي اهميت يافته است، به طوري كه به دلايل مختلف، از جمله حضور بيش از 12 ميليون مسافر و زائر در هر سال و قرارداشتن در مسير بزرگراه آسيايي، از امكانات اقتصادي و تجاري ويژه‏اي برخوردار شده است، چنان كه هم اكنون مركز اداري يكي از مهمترين گمرگات ايران در مشهد قرار دارد. زائران و مسافران عامل اصلي رونق و اهميت بازرگاني در مشهد بوده‏اند و عامل ديگر قرار داشتن مشهد در مسير بزرگراه آسيايي است كه بازارهاي متعدد در اين شهر ايجاد شده است.
   تعداد زيادي كارگاههاي خاص توليدات كالاهاي مورد نياز زائران در مشهد وجود دارد كه سوغاتيهاي مشهد از جمله: زعفران، زيره، خشكبار، نبات، مهر و تسبيح و ديگر محصولات را بسته ‏بندي نموده، در معرض فروش قرار مي‏دهند. مهمترين واردات مشهد، انواع الكتروپمپ، موتور برق، و شارژ و فرشهاي ماشيني و ماشينهاي فتوكپي، تحرير، حساب، وسايل روشنايي برق و گاز، لوازم نيروگاهي، انواع لامپ، لوازم اندازه ‏گيري و تجزيه الكترونيك، انواع دوربينهاي عكاسي و فيلمبرداري، لوازم پزشكي، شيرآلات، لوازم پمپ، جرثقيل، كاميون يدك‏كش، ترانسفورماتور، محصولات شيميايي، قطعات فلزي، چراغهاي ايمني، سنگهاي صيقل و سمباده، رنگهاي صنعتي، ماشين آلات جوجه ‏كشي، ماشينهاي خودكار رايانه، لوازم صوتي و تصويري و قطعات آن، مواد لبني و خوراكيهاي مختلف است كه بيشتر از كشورهاي اروپايي، ژاپن، پاكستان و دوبي وارد مي‏شود
   مهمترين صادرات مشهد، پتو، روده، كرك، پسته، آلو، سيب قيسي، برگه زردآلو، زيره سبز، خربزه، گيلاس، انگور، كيك رضوي، فرش، زعفران، ظروف آلومينيوم، لوازم شخصي، رب گوجه‏فرنگي، فرش، ميوه‏ جات خشك و تازه است كه به كشورهاي اروپايي، ژاپن، كانادا، امارات متحده، كويت و ديگر كشورها صادر مي‏شود. در مجموع مشهد از نظر توليد ميوه يكي از شهرهاي مهم ايران به شمار مي‏آيد و به دليل وجود منابع معدني مختلف و تمركز مراكز توليدي و صنايع خوراكي، نساجي، برق و الكترونيك، شيميايي و دارويي، سلولزي و صنايع ديگر فلزي و غير فلزي و صنايع دستي داراي اهميت است و رايج‏ترين صنايع در مشهد صنعت فرش بافي (قاليچه، گليم)، شعربافي، نمدمالي، پوستين دوزي، سنگ تراشي، قلمزني روي سنگ، سفالگري، سبد و حصيربافي، فرآورده‏هاي چوبي و فلزي، نقاشي روي چرم و بدليجات است.
   علاوه بر اهميت صنايع در مشهد، صنعت جهانگردي نيز در اين شهر از اعتبار و اهميتي ويژه برخوردار است و به دليل وجود جايگاه زيارتي و امكانات سياحتي و گردشگري، مشهد به عنوان يكي از مهمترين قطبهاي گردشگري در جهان اسلام و ايران اسلامي, مطرح است، به طوري كه سالانه بين 12 تا 14 ميليون زائر و مسافر در ايام مختلف سال بويژه نوروز و تابستان و ايام مذهبي و اعياد به مشهد سفر مي‏كنند تا ضمن برخورداري از فيوضات معنوي سفر و زيارت بارگاه ثامن الحجج (ع) از جاذبه ‏هاي توريستي اين شهر ديدن نمايند. در شهر مشهد علاوه بر تعداد زيادي هتل، مهمانپذير، هتل آپارتمان، مسافرخانه، كمپ‏هاي زائر، هتلهاي اداري و سازماني، تكيه‏ ها و حسينيه ‏ها، در ايام ويژه ستادهاي اسكان از طرف ادارات و سازمانها تشكيل مي‏شود كه با هماهنگي و همكاري شهرداري مشهد، ادارات ونهادهاي مختلف، مكانهاي مختلفي براي پذيرايي و بيتوته مسافران فراهم مي‏گردد.
   بيشتر مردم مشهد ايراني و تعدادي نيز ترك و كرد و عرب هستند، اما زبان رسمي مردم اين شهر فارسي و لهجه مشهدي است و 99% ساكنان مسلمان و غالباً پيرو مذهب شيعه جعفري مي‏باشند و بقيه ساكنان پيروان اديان و مذاهب ديگر هستند. براساس آمارگيري، بيشترين درصد شاغلان در مشهد را بخش خدمات و صنعت تشكيل مي دهد و درصد كمتري در بخش كشاورزي شاغل مي باشند. درصد شاغلان در بخش خدمات همواره در حال افزايش است كه علاوه بر مسايل عام مربوط به شهرهاي ايران، مشهد به دليل موقعيت زيارتي و تجارتي و سياحتي، زمينه جلب و جذب اين مشاغل را داشته است.
  
    1-8- وضعيت فرهنگي
   در شهر مشهد به ميمنت وجود مرقد مبارك ثامن الحجج (ع) از گذشته‏ هاي دور امكانات مختلف فرهنگي در اطراف حرم مطهر وجود داشته و مركز فعاليتهاي مذهبي و علمي بوده است، به گونه‏اي كه در حال حاضر، مشهد به دليل وجود امكانات مختلف فرهنگي از قبيل حوزه ‏هاي علميه، مراكز دانشگاهي، پژوهشي و تحقيقاتي متعدد و مراكز مختلف تحصيلات پيش ‏دانشگاهي، انجمنهاي مذهبي، علمي، ادبي، هنري، جلسات سخنراني و وجود نشريات و روزنامه هاي مختلف، يكي از مراكز مهم فعاليتهاي فرهنگي كشور به شمار مي‏آيد. اين شهر به دليل اهميت فرهنگي از قطبهاي مهم مذهبي و علمي محسوب مي‏شود و همواره سمينارها و همايش‏هاي مختلف در اين شهر برگزار مي‏گردد.
   علاوه بر فعاليتهاي اساسي و مهم مذهبي و علمي، وجود نمايشگاههاي فصلي و دائمي كتابهاي منتشره در اين شهر از جمله عوامل مهم در اعتلاي فرهنگي مجاوران و زائران است. در شهر مشهد علاوه بر مدارس علميه، دانشگاههاي دولتي و مراكز دانشگاهي ديگر از جمله مراكز دانشگاهي غير انتفاعي دانشگاه آزاد، پيام نور، مراكز آموزش مديريت دولتي، مراكز آموزشي عالي فرهنگيان، مراكز تربيت معلم و ديگر مراكز آموزشي عالي وابسته به وزارتخانه‏ ها و نهادهاي مختلف وجود دارد كه در آنها تعداد زيادي از دانشجويان بومي و غير بومي به تحصيل اشتغال دارند. از ديگر امكانات فرهنگي در شهر مشهد، مركز صدا و سيما، مجموعه هاي ورزشي و موزه‏ ها مي باشد كه شامل 11 موزه آستان قدس رضوي، موزه نادري، موزه فردوسي و موزه تاريخ طبيعي خراسان و همچنين مراكز پژوهشي، و كتابخانه‏ ها و كتابفروشي‏ هاي متعدد است.
 فصل دوم: زمين شناسي
  
   2-1- جغرافيا و زمين ريخت شناسي
   محدوده نقشه زمين شناسي شهرستان مشهد، در مقياس 1:250000، در شمال خاوري ايران زمين قرار دارد. شهرستان مشهد، توسط راه هاي ارتباطي زيادي از جمله بزرگراه مشهد _ قوچان، مشهد _ نيشابور، مشهد _ تربت‌حيدريه به ساير نقاط كشور متصل مي شود. تعدادي زيادي راه آسفالته فرعي، شوسه و شن ريزي شده اتومبيل رو امكان دسترسي به رخنمون هاي سنگي اين گستره را ميسر ساخته است.
   گستره نقشه شهرستان مشهد به سه محدوده، متفاوت از هم تقسيم مي شود كه به ترتيب از شمال به جنوب شامل محدوده كپه داغ، محدوده مفصلي (Suture Zone) و محدوده بينالود است. دشت مشهد در محدوده مفصلي و حد فاصل كوه هاي بينالود و هزار مسجد، باامتداد شمال باختري- جنوب خاوري واقع گرديده است.
   روند عمومي بيرون زدگي ها در محدوده مورد نظر شمال باختر، جنوب خاور است كه هم جهت با روند چين خوردگي ها و روند گسل هاي اصلي از جمله راندگي ها است. رشته كوه هاي هزار مسجد و بينالود به ترتيب آب مرزهاي شمال و جنوب حوضه آبريز كشف رود، که مهم ترين حوضه آبريز در منطقه است را پديد مي آورند. از طرفي رشته كوه بينالود آب مرز بين دشت خاوري نيشابور و دشت مشهد _ قوچان مي‌باشد. به دليل ارتفاع به نسبت زياد اين كوه ها بخش عمده اي از بارش سالانه بصورت برف است. به همين جهت رودهاي به نسبت پرآب و هميشگي از هر دو سوي اين آب مرز، در جهات شمالي وجنوبي روانند.
   رودخانه هاي حوضه آبريز شهرستان، علاوه بر كشف رود، شامل رودخانه هاي طرق، عارفي و رادكان است.از مهم ترين بلندي ها ي مربوط به محدوده كپه داغ مي توان به كوه هزار مسجد، كوه صندوق شكن و كوه آق چشمه اشاره نمود. در محدوده بينالود مي توان از كوه شاهان، كوه كمر زرد، كوه دو جامي، ارتفاعات خلج و ... نام برد.
   وضعيت اقليم منطقه به صورت نيمه خشك و سرد كوهستاني است.
   ريخت هاي حاكم بر اين رشته كوه ها در اين محدوده متأثر از سنگ هاي هر ناحيه مي باشند. مناطقي كه زيرپوشش سنگ هاي نرم قرار دارند، بويژه جنوب باختري مشهد داراي ريخت هاي پشته اي با بام هاي هموار و دره هاي V شكل ژرف مي باشند و در اغلب مناطق ريزش و لغزش زيادي در آن ها مشاهده مي‌شود. واحد هاي سنگي مانند سازندهاي سخت آهكي مزدوران و تيرگان سيماي صخره ساز دارند. ضمن آنكه سازندهاي شيلي و مارني نظير سرچشمه و كشف رود، دره ها و نواحي ژرف را تشكيل داده اند.
2-2- تاريخچه تكامل زمين شناسي:
   در طي دوران پالئوزوئيك، شمال خاوري ايران بخشي از اقيانوس پالئوتتيس بوده است كه قطعه ليتوسفري ايران و توران را از يكديگر جدا مي كرده است. به احتمال در پرمين و در طي كوهزايي سيمرين، فرورانش پوسته اقيانوسي پالئوتتيس به زير پوسته قاره¬اي توران آغاز شده است كه سرانجام در ترياس مياني پوسته قاره اي ايران و پوسته قاره اي توران به يكديگر برخورد كرده اند. همزمان با آغاز برخورد، سنگ نهشته هاي ترياس در منطقه بر جاي گذاشته شده اند و پس از پايان برخورد، ناحيه، زير فرسايش قرار گرفته است. با آرامتر شدن و توقف نسبي حركت هاي تكتونيكي، منطقه دچار فرونشست شده و در نتيجه حوضه اپي كنتيننتال كپه داغ شكل گرفته است همزمان با پيشروي دريا در باژوسين، نهشته هاي شيلي تيره رنگ (سازند كشف رود) با دگرشيبي بر روي افق هاي گوناگون كهن تر نهشته شده اند (افشارحرب، 1373).
   در باژوسين پسين تا آكسفوردين پيشين با ژرف تر شدن حوضه، سنگ آهك ريز بلور تيره و شيل-هاي تيره رنگ (سازند چمن بيد) بر روي سازند كشف رود گذاشته شده اند و همزمان با پسروي دريا و كم ژرفا شدن حوضه در آكسفوردين- كيمريجين سنگ كربناته ستبر لايه و صخره ساز با لايه هاي فرعي از مارن و شيل (سازند مزدوران) در منطقه رسوب كرده است. در اين زمان، شرايط حوضه گواه بر رخداد چندين سيكل پيشروي- پسروي فرعي بوده است. آن چنان كه بعضي زمان ها شيل ها و سنگ آهك هاي ميكريتي تيره رنگي، معرف محيط هاي ژرف دريايي، بر جاي گذاشته شده اند و در بعضي زمان ها با كم ژرفا شدن حوضه و رشد موجودات، حوضه هاي آرام و كم ژرفايي در پشت سنگ آهك هاي ريفي پديدار شده اند.
   در سرآغاز كرتاسه، شيل و رس سنگ قهوه اي قرمز و ماسه سنگ هاي خاكستري به همراه لايه هاي فرعي كربناته (سازند شوريجه) در يك محيط قاره اي (رودخانه اي) برجاي گذاشته مي شوند. ولي در آن زبانه هايي از نهشته هاي دريايي نيز قابل مشاهده است. در نئوكومين- آپسين سنگ آهك هاي االيتي به همراه لايه هاي فرعي از مارن و شيل آهكي (سازند تيرگان) در يك محيط كم ژرفا و پر انرژي دريايي ته نشست شده و پس از آن همزمان با پيشروي دريا و عميق شدن حوضه در آلبين، شيل هاي خاكستري تيره تا سبز (سازند سرچشمه) نهشته گرديد. اين سازند جوانترين سنگ هاي رديف مزوزوئيك در گستره بررسي شده است.
  
    در روند سنوزوئيك بويژه در پليستوسن- كواترنر، كنگلومراي ناپيوسته، نهشته ها و پادگانه هاي آبرفتي و تراسهاي آبرفتي كهن و جوان بگونه دگرشيب و يا عادي بر روي سنگ هاي قديمي تر نهشته شده اند. همزمان با تغييرات زمين ريخت شناختي در كواترنر نهشته هاي آبرفتي- بادي گسترش فراوان يافتند.
   پالئوزوئيك زيرين در محدوده باختري نقشه، با سنگ هاي كربناته بخش بالايي سازند سلطانيه آغاز شده و در ادامه ماسه سنگ هاي آركوزي قرمز رنگ لالون روي آن ها قرار مي گيرند. رسوب گذاري اين سنگ ها در شرايط كم عمق دريايي انجام پذيرفته است.
   شواهد نشان مي دهد كه تا اواخر پالئوزوئيك فوقاني حوضه اي كم عمق متعلق به حاشيه قاره، منطقه مورد مطالعه را در برگرفته و به تدريج عمق اين حوضه افزايش يافته است. يكنواختي ضخامت در رسوبات فليشي ترياس تا ژوراسيك زيرين را شايد بتوان به عملكرد جنبش هاي كوهزائي پس از ترياس مياني(سيمبرين پيشين) نسبت داد و بسته شدن اقيانوس تتيس نيز در اين زمان كامل شده است. اين رويداد با دگرگوني ديناميكي و ماگماتيسم كالك آلكالن همراه بوده و به علت روراندگي هاي متعدد مي توان به حركات كمپرسيوني در اين فاز و پلوتونيسم مربوط به آن ها اشاره نمود. پس از وقفه اي در رسوب گذاري، با پيشروي درياي كرتاسه و همزمان با فاز سيمبرين پسين، لايه هايي كربناته بر جاي گذاشته شده كه بطور دگرشيب روي رسوبات كهن تر قرار گرفته اند. بالا آمدن لايه هاي سنگي كه آبرفت هاي جوان را در بلنداي كوه ها قرار داده و حركت كوه هاي بينالود به طرف جنوب باختري منطقه(شهر نيشابور)، حاكي از اعمال دو نيروي بالابرنده و افقي بصورت توأم مي باشد.
2-3-چينه شناسي:
   همانگونه كه قبلأ گفته شد، گستره نقشه به سه محدوده، متفاوت ازهم تقسيم مي شود كه به ترتيب از جنوب به سوي شمال شامل محدوده هاي بينالود، محدوده مفصلي (Suture Zone) و كپه داغ است. حال به بررسي واحد هاي سنگي اين گستره از قديم به جديد مي پردازيم:
  
   2-3-1- محدوده بينالود
   اين محدوده شامل واحدهاي سنگي زير است:
   دولوميت سلطانيه S€ :
   تنها رخنمون اين سازند در كوه خلخال در شمال روستاي موشان همراه با سازندهاي لالون و ميلا وجود دارد. درمقايسه با مقطع نمونه در كوه هاي سلطانيه تنها رديفي از كربنات هاي خاكستري ضخيم لايه و متراكم دانه ريز و متبلور روشن مايل به زرد و همراه باچرت و فاقد فسيل ديده مي شود كه ستبرايي در حدود 10 متر را داراست. واحد سنگي بدليل موقعيت چينه اي با قسمتي از دولوميت فوقاني سازندسلطانيه مقايسه شده است و بر اين اساس سن پركامبرين تا كامبرين زيرين براي آن در نظر گرفته شده است.
   سازند لالون l€ :
   اين واحد از ماسه سنگ هاي كوارتزيتي، آركوزي قرمز رنگ با لايه هاي آغشته به كربنات و كنگلومراي ريز نقش و متراكم تشكيل شده است. برون زدهاي آن را بر روي سازند سلطانيه، مي توان در جنوب خاوري پيوه ژن و در كوه خلخال مشاهده نمود. لايه بندي آن متوسط تا ضخيم و بيشتر همراه با لايه بندي چليپايي مي باشد. موقعيت چينه اي اين سازند در كوه خلخال، بوسيله كوارتزيت قاعده اي سازند ميلا داراي فسيل تريلوبيت بوده و به طور هم شيب پوشيده شده است. سن اين سازند متعلق به كامبرين پيشين ذكر شده است.
   سازند ميلا m€ :
   اين سازند شامل سنگ آهك خاكستري تا قهوه اي، كوارتزيت، دولوميت، شيل و مارن است. اين سنگ ها نازك لايه بوده و همراه با خرده هاي براكيوپود مي باشند. تنها رخنمون آن دربخش جنوبي منطقه و دركوه خلخال ديده مي شود كه لايه هاي سنگي در آن بشدت چين خورده هستند. به دليل وجودآثار تريلوبيت و براكيوپود و موقعيت چينه اي و رخساره سنگي، اين واحد هم ارز قسمت زيرين گروه ميلا درناحيه شيرگشت شناخته شده است. ستبراي آن در منطقه در حدود 50 بوده و بوسيله يك طبقه كوارتزيت سفيد رنگ قاعده اي به گونه اي هم شيب برروي ماسه سنگ هاي سازند لالون قرار مي‌گيرد.
  
    سازند نيور Sn :
   برونزدهاي كم و بيش پراكنده اي از سنگ هاي با ديرينه سيلورين _ دونين، در محدوده پيوه ژن تا خرو و در نيمه جنوبي اين منطقه وجود دارد كه رخساره كربناتي _ ماسه سنگي داشته و شامل كوارتزيت، سنگ آهك و مقداري شيل مي باشد.
   قسمت زيرين اين رسوبات ميان لايه هاي نازك از جنس سنگ آهك را به همراه داشته كه در قسمت فوقاني آن، سنگ‌هاي ولكانيكي با تركيب لاتيت و بازالت به همراه توف و ايگنمبريت قرار مي‌گيرد. بر اساس دياگرام Streckeisen 1979 اين سنگ ها در محدوده بازالت تا لاتيت واقع شده اند. دياگرام Rittman نشان داده كه اين سنگ ها در منطقه ساب آلكالن و مرز ساب آلكالن با آلكالن قرار گرفته اند. مقايسه اين نمودار با دياگرام AFM نشان مي دهد غناي آهن و آلكالن در اين سنگ ها به فراواني مرجان ها در پاره اي از لايه هاي آهكي وابسته است. وجود آثار حيات زير نشان دهنده پائين ترين بخش دونين زيرين در بخش مياني در اين رسوبات است.
   Bryozoans, poorly preserved Brachiopoels
   Occasional crinoids & small dendroid corals
   Indosprifer maoerhchuanesis (grabav)
   از خصوصيات سنگ هاي سيلورين _ دونين، تناوب مكرر سنگ آهك هاي نازك لايه داراي مرجان و كوارتزيت سفيد رنگ و در عين حال جريان گدازه هاي آتش فشاني و يا توف است.
سازند بهرام Db :
   سازند بهرام شامل سنگ آهك تيره آبي تا خاكستري و شيل مارني است كه ستبرايي در حدود 300 تا 400 متر دارد و حاوي فسيل هاي فراوان براكيوپود، مرجان، كنودونت، تريلوبيت و دوكفه‌اي مي‌باشد.
   سن اين سازند را با توجه به براكيوپود ها و ساير فسيل هاي موجود،‌ دونين مياني تا بالايي تعيين كرده اند. سازند بهرام در كوه هاي بينالود داراي 4 افق اكسيد آهن مي باشد كه مهمترين آن ها را مي توان به طول 30 كيلومتر اما ناپيوسته تعقيب كرد. در بخش فوقاني سازند آهكي بهرام، كانسار سرب و روي و باريوم به صورت استراتي باند و موازي با كانسار هاي آهن ديده مي شود. كانسار هاي آهن از نوع هماتيتي و ليمونيتي به همراه كلسيت و اكسيد منگنز است و اينگونه به نظر مي رسد كه اين كانسار ها در محيط دريايي به جاي گذاشته شده است.
  
   فيليت مشهد TRJm :
   اين سنگ ها با همبري دگر شيب و در پاره اي موارد گسله، سنگ هاي قديمي‌تر را پوشانده اند. در قسمت جنوبي بينالود اين رسوبات بيشتر از ماسه سنگ هاي دگرگون شده تيره و در شمال اين رشته كوه شيل و ماسه سنگ هاي دگرگون شده هستند كه داراي مقدار فراواني از كاني سريسيت، همراه با تداخل هايي از ماسه سنگ مي باشند. ستبراي اين مجموعه حدود 2000 متر است. سن دقيق اين لايه ها به طور واضح مشخص نيست. آثار گياهي زير از اين رسوبات در جنوب ازغند برداشته شده است.
   واعظ جوادي در اين واحد سنگي، فسيل سرخس از خانواده Dipteridaceaeo به نام جنس هاي كلاتروپتريس و توماتوپتريس Thaumatopteris و يك جنس از رده بازدانگان، راسته bennettitales به نام جنس پتروفيلوم poterophllum را مطالعه كرده كه بر اين اساس سن ترياس، لياس زيرين را پيشنهاد نموده است.
   از شمال خاوري روستاي گرينه، نيز نمونه هاي گياهي جمع آوري و توسط واعظ جوادي مطالعه شده كه يك جنس سرخس به نام تنيوپترسTaeniopteris و دو جنس از رده بازدانگان، راسته bennettitales به نام جنس هاي اتوزاميت Otozamites و پتروفيلوم توسط ياد شده تعيين گرديده است.
   گونه‌هاي متعددي از جنس پتروفيلوم در اين منطقه نام برده شده است. از جمله petrophllum longifolium كه شاخص ترياس بالايي مي باشد. فسيل هاي ياد شده و شباهت رخساره اي اين رسوبات با سنگ هاي سازند هاي ناي بند و شمشك، باعث شده به اين مجموعه سنگي سن ترياس فوقاني ـ ژوراسيك زيرين نسبت داده شود. بالاترين بخش اين سازند در جنوب و باختر گلمكان واقع شده است. در اين ناحيه واحد مزبور توسط رسوبات باژوسين به طور دگر شيب پوشيده مي شود.
  
    كنگلومرا و شيل ژوراسيك Jc :
   اين واحد سنگي شامل تناوب شيل تيره و كنگلومراي كوارتزدار است كه در برخي نقاط ميان لايه هايي از ماسه سنگ در آن ديده مي شود و به طور تدريجي به كنگلومراي كوارتزدار تبديل ميگردد. اين واحد واجد رگه هاي زغالي به نسبت فراوان و آثار فسيل هاي گياهي است. هفت جنس مختلف در اين گياهان توسط واعظ جوادي شناسايي شد. دو جنس از راسته سرخس هابه نامهاي كلادوفلبيس Genus-Cladophisbis و كونيوپتريس Genus -Coniopteris كه با گونه Coniopteris hymenophyloides مشخص مي گردد. پنج جنس از رده بازدانگان شامل يك جنس از راسته چكانوسكيال ها به نام جنس چكانوسكيا Czekanowskia Genus و دو جنس از راسته گينكوآل ها به نام هاي جنس بايرا Baiera Genus و جنس اسفنوبايراSphenobaier Genus كه با گونه Longifolia Sphenobaier مشخص مي‌گردد، يك جنس از سيكادال ها به نام نيلسونيا Nilssonia Genus و يك جنس از مخروتيان به نام الاتيدايتس Elatidaites Genus مورد شناسايي قرارگرفت. با توجه به ارزش چينه شناسي نمونه هاي ياد شده سن توآرسين ـ آلنين براي اين سنگ ها در نظر گرفته شده است.
  
   كنگلومراي آغنج Jac :
   كنگلومراي كوارتزدار سفيد كه بيش از90% شن هاي تشكيل دهنده آن را دانه هاي كوارتز با گردشدگي خوب تا متوسط تشكيل مي دهد و10% آن نيز از خرده سنگ هاي دگرگوني و چرت تشكيل مي شود.سيمان آن سيليسي است وطبقه بندي آن متوسط تا ضخيم است. اين واحد در جنوب باختر نقشه ديده مي شود.
  
سنگ آهك كرتاسه K1l :
   اين سنگ آهك ها به رنگ روشن و بايو ميكرايتي بوده و بيشتر شامل سنگ آهك هاي كوكينوئيدي و سنگ آهك با دانه بندي درشت و جور نشده و ماتريكس ريزدانه و حاوي فسيل، مقدار زيادي فسيل اُيستر( بيشتر از نوع اگزوژيرا) روديست، بريوزوآ و اكينودرم ها مي باشد. سفالوپود ها به صورت محلي در اين سنگ آهك ها پيدا مي شوند كه در ميان آن ها Otohoplites guersanti d'orb سن آلبين را نشان مي دهد.سنگ آهك در ضخامت هاي كمتر از يك متر تا چندين ده متر با ميان لايه هايي از شيل و مارن تيره ديده مي‌شود.
  
   2-3-2- محدوده كپه داغ
   اين محدوده شامل واحدهاي سنگي زير است:
  
   سازند كشف رود (Jk) :
   سازند كشف رود، كهن ترين واحد سنگي يافت شده در مجموعه كپه داغ است. سازند كشف رود با كنگلومرايي كه با ناهمسازي زاويه دار بر روي مجموعه پالئوزوئيك قرار مي گيرد آغاز مي شود. البته در برخي مناطق شروع سازند با كنگلومرايي آهكي است كه بتدريج به رسوبات دريايي كم ژرفا مانند شيل، سنگ ماسه، مارن و شيل مارني تبديل مي شوند و پاره سازند هاي مختلف سازند كشف رود را ايجاد مي-كنند.
   بدليل گسترده بودن حوضه كشف رود، در نقاط مختلف، ضخامت سازند متغير است و با جنبش جانبي در حوضه رسوبي، جنس سنگ ها به يكديگر در حال تبديل است. ساختمان هاي رسوبي مانند ريپل مارك، فلوت كست چينه بندي و دانه بندي تدريجي در درون رسوبات ديده مي شود. م. مدني در پايان نامه دكتراي خود آمونيت هاي زير را كه از بخش هاي تحتاني و فوقاني در گروه هاي آهكي موجود در اين سازند يافته و گزارش كرده است:
   .parkinsonia sp. Partschiceras sp., Calliphylloceras sp., Lytoceras sp
   بر پايه اين آمونيت سن سازند كشف رود را باژوسين بالايي تا باتونين پاييني اعلام كرده است.
  
    سازند چمن بيد Jch :
   اين سازند از مارن و سنگ آهك ميكريتي نازك تا متوسط لايه با ميان لايه هايي از آهك شيلي پديد آمده است. وجود آمونيت فراوان در لايه هاي سنگ آهك ميكريتي از ويژگي هاي آشكار اين سازند در منطقه است و نمونه هاي زير از اين آمونيت ها توسط ك. سيد امامي (1376) تشخيص داده شده:
   Macrocephalites sp.: perisphincted amoniod, peltoceras sp
   نامبرده سن كالوين پائيني و كالوين بالا را براي لايه هاي موجود در اين سازند پيشنهاد كرده است. از بررسي روزن داران زير توسط امير رضوي تعلق سن آكسفوردين به اين لايه ها پيشنهاد شد:
   Trocholina sp.;Nautiliculina sp.; sp.; Valmulina sp.; Natiloculina sp.
   در اين منطقه سازند چمن بيد بدليل شرايط رسوبي ويژه و همچنين جاي گرفتن در زير ديگر واحدهاي ستبرلايه و صخره ساز ژوراسيك فوقاني رخنمون كمي را از خود نشان مي دهد.
   در جنوب خاوري روستاي كلاته عرب ها اين سنگ ها در ميان سازندهاي كشف رود و بخش زيرين سازند مزدوران بگونه اي همشيب با ستبرايي نزديك به 80 مترجاي گرفته است. دراين منطقه سازند چمن بيد از سنگ آهك ميكريتي متوسط تا نازك لايه در بردارنده آمونيت يادشده پديد آمده است. بررسي پتروگرافي اين سنگ هاگاهي عناصر آلوكمي نابرجا مانند پلت اينتراكلاست و بيوكلاست ديده شده است.
فصل چهارم: پيشنهادات
  
   4-1- مقدمه
   از مطالعه و بررسي گزارشات ژئوشيميايي 1:100000، ژئوفيزيكي، سنجش از دور، زمين شناسي و همچنين ديگر فعاليتهاي صورت گرفته در شهرستان مشهد، اطلاعاتي در رابطه با معادن موجود و همچنين پتانسيل معدني شهرستان كسب شد كه اين اطلاعات در فصل سوم گزارش ارائه شده است. در ادامه، بر اساس همين مطالعات صورت گرفته و اطلاعات كسب شده پيشنهاداتي در رابطه با منابع شهرستان مشهد در سه بخش ژئوشيمي، فلزي و غير فلزي ارائه مي‌شود.
   4-2- ژئوشيمي
   در برگه‌هاي 1:100000 واقع در شهرستان مشهد كه اكتشافات ژئوشيميايي سيستماتيك در آنها انجام نگرفته با توجه به اهميت‌هاي اكتشافي و زيست محيطي پيشنهاد مي‌گردد كه اين عمليات اكتشافي صورت گيرد.
   4-3- فلزي
   4-3-1- طلا
   1- با توجه به وسعت آنومالي شماره 2 طلا (Km2 125) و قرار گرفتن كانسار طلاي طرقبه و انديس طلاي مغان در اين محدوده و همچنين نتايجي كه از نمونه‌هاي گرفته شده از محدوده حاصل گرديده، پيجوئي دقيق‌تر و نمونه‌برداري ژئوشيميايي 1:25000 در اين محدوده پيشنهاد مي‌شود.
   2- به منظور بررسي هرچه دقيق‌تر و شناسايي مناطق مستعد، اكتشافات ژئوشيميايي 1:25000 در محدوده آنومالي شماره 1 طلا پيشنهاد مي‌شود.
   3- لزوم انجام اكتشافات مرحله عمومي و تفضيلي در محدوده كار قديمي كلاته جواد شانديز (خادر) با توجه به نتايج آناليز نمونه‌هاي سنگي برداشت شده از اين مناطق، پيشنهاد مي‌گردد.
   4- در قسمتهايي از باختر شهرستان، مقادير بالايي از طلا (حداكثر ppb 80 و حداقل ppb 4) بر اساس برداشت هاي ژئوشيميايي به دست آمده است، اين مناطق در برخي قسمتها با آلتراسيون هاي منطقه نيز منطبق مي باشند لذا بررسي دقيق اين آبراهه‌ها با برداشت نمونه هاي سنگ از كاني‌سازي هاي احتمالي و آلتراسيون‌ها ‌ مورد توجه قرار گيرد.
  
    4-3-2- مس و سرب
   1- آنومالي مس در برگه طرقبه (آنومالي شماره 1) گسترش زيادي (km2 151) دارد لذا براي شناسايي مناطق مستعد در محدوده آنومالي فوق، اكتشافات ژئوشيميايي 1:25000، برداشت نمونه از كاني‌سازي‌ها و آلتراسيون‌ها پيشنهاد مي‌شود.
   2- بررسي آلتراسيونهاي منطقه با استفاده از تصاوير ماهواره‌اي نشان داد كه محدوده آنومالي مس (شماره 7 در جنوب شهرستان مشهد) منطبق بر آلتراسيونهاي رسي مي‌باشد. پيمايش دقيق و نمونه‌برداري از آلتراسيون‌هاي منطقه پيشنهاد مي‌گردد.
   3- مطالعات تصاوير ماهواره‌اي، نشان داد كه محدوده آنومالي مس در جنوب شهرستان (شماره 14) منطبق بر آلتراسيونهاي سيليسي مي‌باشد. لذا با توجه به وسعت زياد آنومالي، وجود آلتراسيون و همچنين احتمال كاني‌سازي هيدروترمال (توضيحات آنومالي 14) در محدوده، پيمايش دقيق و برداشت نمونه از كاني‌سازي‌ها، آلتراسيون‌ها وگسلها پيشنهاد مي‌شود.
   4- محدوده‌هاي اميد بخش معرفي شده در برگه 1:100000 مشهد (آنوماليهاي 2،3 و 4) علاوه بر وسعت زياد نسبت به عناصري مانند مس، سرب، روي، كروم و عناصر نادر آنومال مي‌باشد. پيشنهاد مي‌شود، اكتشافات ژئوشيميايي 1:25000 در اين مناطق صورت گيرد.
   5- با توجه به قرار گيري انديس‌ سرب در مغان، اطراف روستاي جاغرق و فريزي در زون بينالود، پيشنهاد مي‌شود اين زون جهت دارا بودن پتانسيل احتمالي سرب مورد بررسي بيشتر قرار گيرد.
 4-3-3- آهن، منگنز و كروم
   1- با توجه به وجود چندين معدن آهن در شهرستان و همچنين انديس‌هاي معرفي شده، مطالعه مناطق فوق جهت كسب اطلاعات و شناخت هرچه بيشتر مناطق مستعد پيشنهاد مي‌شود.
   2- با توجه به اهميت منگنز در صنايع فولاد، ذوب آهن و توليد فرو آلياژ و حضور اين عنصر در آنوماليهاي حاصل از برداشت‌هاي ژئوشيميايي شهرستان مشهد، پيمايش و نمونه‌برداري در اين مناطق صورت گيرد.
   3- انديس‌هاي كروم معرفي شده درسنگهاي افيوليت ملانژ قرار دارند، كه با توجه به خاستگاه اين عنصر بررسي دقيق اين انديس‌ها پيشنهاد مي‌‌شود.
  
    4-4- غيرفلزي
   4-4-1- سنگ‌هاي ساختماني
   1- سنگهاي رسوبي مناسب براي مصارف ساختماني را سنگهاي آهكي سازند بهرام و سنگ آهك كرتاسه و سنگ آهك مسير طرقبه ـ نقندر تشكيل داده است. اين سنگها كه بيشتر از 90 درصدكربنات را شامل مي‌گردند در تهيه آهك يا به صورت سنگ نما و مالون در پايه ساختمان و يا لاشه در پي ساختمان و تهيه بتون و غيره كاربرد دارند.
   2- سنگهاي نفوذي شامل گرانيتوئيدهاي مشهد متعلق به پرکامبرين بوده که محتوي رگه هاي پگماتيتي، تورمالين پگماتيت، کوارتز فلدسپات فراواني است که از نقطه نظر حضور احتمالي تمرکز بالاي عناصر نادر و همچنين سنگهاي ساختماني واجد اهميت ميباشند.
   4-4-2- شن‌ و ماسه
   شن و ماسه در بستر اكثر رودخانه هايي كه به دشت مي رسند قابل بهره برداري مي باشند و به عنوان مواد اوليه در مصارف ساختماني و جاده سازي قابل بهره برداري مي¬باشند.
   4-4-3- گچ
   گچ موجود در واحد Ng به صورت ژيپس همراه باتبخيري هاي ديگر و مارن در شمال خاوري روستاي قدمگاه ديده مي شود،كه به صورت توده اي دانه ريز (Alabaster) مي باشد. و به علت مخلوط بودن با رس نام ژيپسيت را بر آن مي‌توان نهاد. تصور مي شود اين واحد نتيجه تبخير سريع در منطقه اي خشك و نيمه خشك باشد.
  
   4-4-4- فعاليت‌هاي صنعتي
   1- ماسه سنگها و كوارتزيت هاي سازند لالون و سري مايان در محدوده روستاهاي ابرش تا بزوشك واقع در جنوب شرقي منطقه وجود دارند كه پتانسيل مناسبي براي تأمين سيليس محسوب مي گردند.
   2- در محدوده برگه 1:100000 مشهد واحد کنگلومراي آغنج غني از سيليس بوده و ميتواند بعنوان يک منبع عظيم سيليس جهت صنايع در نظر گرفته شود.
   3- در برگه 1:25000 زمين شناسي ده غيبي مشهد واحد سنگي حاوي کاني باارزش استاروليت مي‌باشد. نوع شفاف آن به عنوان سنگ قيمتي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. هم چنين به دليل سختي بالاي آن بعنوان ساينده نيز مي توان از آن استفاده كرد.
   4- فيليت ها و اسليتهاي سري مايان به خصوص به خاطر دسترسي آسان به آنها و مخارج حمل و نقل كم همانند انواع ديگر سنگهاي دگرگونه ساختماني نظير مرمر ، كوارتزيت و گنايس از نظر استحكام و برش نمونه هاي مناسبي براي روكار و پوشش بام ساختمانها و يا مصالح فانتزي محسوب مي شوند.
 فصل پنجم: منابع و مراجع
  
   1- سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور 1381 (مهندسين مشاور كان ايران)، گزارش اكتشافات ژئوشيميايي سيستماتيك ورقه آقدربند در مقياس 1:100000.
   2- سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور 1381 (مهندسين مشاور كان ايران)، گزارش اكتشافات ژئوشيميايي سيستماتيك سفيد سنگ در مقياس 1:100000
   3- باستاني،ح.،فرجندي،ف.1386، گزارش اكتشافات ژئوشيميايي و كاني سنگين در برگه 1:100000 طرقبه، سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور.
   4- سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور 1994 (شركت چيني(Jiangxi)) ،گزارش اكتشافات ژئوشيميايي رباط سفيد در مقياس 1:100000
   5- سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور 1995 (شركت چيني(Jiangxi))، گزارش اكتشافات ژئوشيميايي فريمان در مقياس 1:100000
   6- سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور 1377 (شركت توسعه علوم زمين)، پروژه اكتشاف نيمه تفصيلي طلاي طرقبه.
   7- سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور 1379 (شركت توسعه علوم زمين)، پروژه اكتشاف تفصيلي طلاي طرقبه
   8- عزمي،ح. جعفري،م.1387. شناسايي مواد فلزي و غير فلزي در برگه هاي 1:100000 مشهد و طرقبه، سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني شمال شرق كشور.
   9- طاهري،ج. قائمي، ف. گزارش نقشه 1:100000 مشهد1994، سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور.
   10- پورلطيفي،ع. گزارش نقشه 1:100000 طرقبه، سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور.
   11- قائمي،ف.گزارش نقشه 1:100000 آق دربند 1384، سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور.
   12- قائمي،ف.حسيني،ك.گزارش نقشه 1:100000 سفيد سنگ 1378، سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور.
   13- واعظي،ج. سهيلي،م. گزارش نقشه 1:100000 فريمان 2005، سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور.
   14- سهندي، واعظي پور، گزارش نقشه 1:100000 رباط سفيد، سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور.
   15- روشن روان، ج.نواب پور. گزارش نقشه 1:100000 بزنگان 1382، سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور.
   16- ترشيزيان، گزارش نقشه 1:100000 چناران، سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور
   17- نبويه، گزارش نقشه 1:100000 كلات نادري 1998، سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور.
   18- احمدي روحاني، ر. پردازش اطلاعات ماهواره اي شهرستان مشهد 1389، سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني شمال شرق كشور.